بنیانگذار اطلاع رسانی نوین اشتغال در ایران
خبر فوری

تازه ها

کد خبر : ۱۷۵۷۹۵

چگونه مدرک‌گرایی بازار کار را تُهی کرد؟

چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۸

تاریخِ مختصر یک انحراف در آموزش و اشتغال

در این فرصت مختصر به این موضوع خواهم پرداخت که چگونه و در چه فرآیندی داشتن کاغذی با مهر دانشگاهی به‌عنوان نماد صلاحیت و شایستگی برای اشغال یک فرصت شغلی تلقی و در همین نظام فرهنگی به مهارت محوری و آموزش‌های فنی و حرفه‌ای به دیده تحقیر نگریسته شد.

ژان ژاک روسو را پدر روان شناسی رشد می‌دانند، این فیلسوف سوئیسی- فرانسوی در کتاب امیل، سیستمی را برای آموزش کودکان و نوجوانان پیشنهاد داد که زمینه‌ساز سیستم آموزشی فعلی اروپا شد. ژان ژاک بیش از هر چیز با آموزش "کتاب محور" سر جنگ داشت. وی معتقد بود کتاب و دفتر و قلم اصولا چیز‌هایی مضر در امر آموزش به حساب می‌آیند. فیلسوف سوئیسی می‌خواست بچه‌ها فقط چیز‌هایی را بیاموزند که واقعا قرار است از آنها استفاده کنند. او اعتقاد داشت اگر یک درس کاربردی برای کودک نداشته باشد، نباید تدریس شود. حتی خواندن و نوشتن هم تنها باید زمانی به کودک آموزش داده شود که قرار باشد استفاده‌ای از آن بکند!

عقاید روسو عملا بخش مهمی از تاریخ اروپا در قرن‌های ۱۸ و ۱۹ را شکل داد و فارغ از آنکه در این جغرافیان و تاریخ این عقاید را بپذیریم یا نه، باید اذعان کرد آموزش و پرورش ایران در یک قرن اخیر کم و بیش همین مسیر را پیموده است، چه آن زمان که آموزش مدرن در ایران پایه گذاری شد عملا بالا بردن نرخ سوادآموزی به دغدغه‌ای برای دولت‌های قبل و خصوصا پس از انقلاب تبدیل شد تا آنکه در نهایت وقتی «نهضت سواد آموزی» به غایت آمال خود دست یافت جامعه ایرانی متوجه شد در همین زمان فرهنگی رشد یافته که در آن دکتر و مهندس بودن بلیط ورود به طبقه اجتماعی بالاتر به حساب می‌آید.

این فرهنگ نه‌تنها عرصه را برای آموزش‌های مهارت‌محور تنگ کرد بلکه مسیر اشتغال جوانان را عملا به بیراهه برد.

در آذرماه سال گذشته غلامحسین محمدی، رئیس سازمان آموزش فنی‌و‌حرفه‌ای کشور در برنامه‌ای تلویزیونی با طرح پرسش میزان سودمندی آموزش‌ها در دوران تحصیلی، گفت: «یک دورانی در کشور با شیدایی و آفت مدرک گرایی و عدم تناسب عرضه و تقاضا در بازار کسب و کار مواجه بودیم که مدرک تحصیلی ملاک شایستگی افراد را رقم می‌زند و مهارت افراد با مدرک دانشگاهی سنجیده می‌شد، اما در دنیا شرکت‌های بزرگ به مهارت افراد، اهمیت ویژه می‌دهند و در سال‌های اخیر در ایران نیز این روند مورد بازنگری قرار گرفته و بازار کار متعلق به افرادِ دارای مهارت نه افرادِ برخوردار از مدرک تحصیلی است.»

این خبر، اگرچه شاید ساختارشکن و یا حتی اندکی تکراری به نظر برسد، اما واقعیتی تلخ را نشان می‌دهد، ما در سال‌هایی طولانی، آموزش را به معنای یادگیری اطلاعات نظری و پاس کردن امتحانات تبدیل کردیم و معیار شایستگی برای اشتغال را مدرک دانشگاهی قرار دادیم.

به خوبی به یاد می‌آورم که در دهه ۱۳۸۰ بسیاری از خانواده‌ها از اعلام عمومی اینکه فرزندشان در مقطع کار دانش و یا فنی حرفه‌ای تحصیل می‌کند شرم داشتند، معلم‌ها و کادر آموزش در دبیرستان‌ها بعضا مقاطع کاردانش و فنی حرفه‌ای را سرنوشت دانش آموزان تنبل و کم استعداد و رشته‌های ریاضی فیزیک و تجربی را مقصد ایده‌آل برای ادمه تحصیل معرفی می‌کردند.

نهضت ملی مهارت‌آموزی که امروزه به‌عنوان راهکاری برای مقابله با بیکاری مطرح شده نیز دقیقاً به همین موضوع می‌پردازد. فرهنگ غالب مسیر دانشگاه را بی‌کم‌و‌کاست به‌عنوان نماد موفقیت در نظر می‌گیرد و مهارت‌آموزی را چیزی ثانوی یا حتی غیرضروری می‌پندارد، در حالی که پژوهش‌ها و تجربه‌ی کشور‌ها نشان می‌دهند، در نهایت مهارت‌های کاربردی هستند که اشتغال پایدار، بهره‌وری اقتصادی و توسعه صنعتی را رقم می‌زنند.

تجربه جهانی نیز نشان می‌دهد که مسیر توسعه اقتصادی از آموزش مهارت‌محور می‌گذرد؛ نه صرفاً مدرک‌گرایی. شرکت‌های بزرگ در بازار‌های پیشرفته و حتی در صنایع نوظهور مانند هوش مصنوعی، فناوری‌های سبز و صنایع پیشرفته، رو به استخدام مبتنی بر مهارت آورده‌اند و دیگر صرفاً داشتن مدرک دانشگاهی را ملاک اصلی نمی‌دانند. اما آیا این روند برگشت‌ناپذیر است؟ پاسخ آن منفی است.

فرشید غضنفرپور

ارسال نظرات